X
تبلیغات
رایتل

ترانه ی باران

به نام آنکه عشق را آفرید و خود معشوق برتر است

کاش می شد

دوشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1390 10:56 ق.ظ نویسنده: Aynaz نظرات: 2 نظر چاپ


کاش می شد تو جنگلا،یه کلبه داشتیم من و تو


زمین و شخم می زدیم ،دونه می کاشتیم من تو

خودمون خونه می ساختیم،دستامون گلی می شد

آهن و بتن نبود،دیوارا،کاگلی میشد

وقتی هیزم می آوردم تو میشستی رو به روم

می چکید نم نم بارون رو درختا روی بوم

آتیش کلبه به را بود ،دیگه سردت نمی شد

غم نون زانو می زد،حریف مردت نمی شد

کاش رو کول آدما خورجینی از غصه نبود

عشق آدما به هم فقط توی قصه نبود

کاشکی رو سر گلا منت باغبون نبود


واسه امنیت شهر ،گزمه و پاسبون نبود...